تبليغاتX
چشم دل





























چشم دل

سلام

دوستان عزیز با عرض پوزش من برای یه مدت نمی تونم بیام نت

 و

جواب نظرات با ارزش شما دوستای گلم رو بدم

نمی دونم چرا دارم میرم ولی می دونم بر می گردم حالا دیر یا زود

شروع امتحاناتم هم بهونه ی خوبیه برای تعطیلی موقتی وبم

امیدوارم خیلی زود بتونم برگردم

بهترین ها رو براتون آرزومندم

خـــــــــــــــــــــــــدانـــــــــــــــــــــــــگهـــــــــــــــــــــــــــــدار...

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 14:51 توسط آرزو|

این روز ها از کنار من که میگذری احتیاط کن

هزاران کارگر در من

مـــــــشــــــــغــــــــول کــــــــــــارنـــــــــــد


روحـــــیـــه ام در دست تعویض است!

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 15:44 توسط آرزو|

روزی مردی خواب عجیبی دید

دید که رفته پیش فرشته ها و به کار های آنها نگاه می کند.

هنگام ورود دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند

و تند تند نامه هایی را که توسط پیکها از زمین می رسند باز میکنند 

آنها را داخل جعبه هایی می گذارند.

مرد از فرشته ای پرسید: شما دارید چکار می کنید؟

فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز می کرد گفت:

اینجا بخش دریافت است

و ما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می گیریم

مرد کمی جلوتر رفت.

باز دسته بزرگی از فرشتگان را دید که کاغذهایی را داخل پاکت می کنند

 و آنها را توسط پیک هایی به زمین می فرسنتد

مرد پرسید شماها چکار می کنید؟

یکی از فرشتگان با عجله گفت: اینجا بخش ارسال است

ما الطاف و رحمتهای خداوند را برای بندگان به زمین می فرستیم.

مرد کمی جلوتر رفت و یک فرشته را دید که بیکار نشسته.

مرد با تعجب از فرشته پرسید: شما اینجا چکار می کنید و چرا بیکارید؟

فرشته جواب داد: اینجا بخش تصدیق جواب است

مردمی که دعاهایشان مستجاب شده باید جواب بفرستند

ولی فقط عده بسیار کمی جواب می دهند

مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه می توانند جواب بفرستند؟

فرشته پاسخ داد: بسیار ساده فقط کافیست بگویند:

خــــــدایـــــــــــــــــا شــــــــــــکـــــــــــرت

نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391ساعت 21:38 توسط آرزو|

خندیدن خوب است؛

قهقهه عالیست!


گریســـتن آدم را آرام میکنـــد.

امــــــا....

لعنت بر بغــــــــض!!!


نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391ساعت 15:6 توسط آرزو|



کودکي نکردم تا زودتر بزرگ شوم!

و زمان چه دير مي گذشت!

امــــــــــــــروز

سالها آنچنان زود مي گذرند

که تمام زندگي برايم

بـــــــــــچـــــــــه بـــــــــــــــازي مي نمايد!!!

نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت 1391ساعت 21:49 توسط آرزو|

 

بیایید خطوط قلبمان رو اشغال نکنیم ، شاید خدا پشت خط باشد!

دوستان التماس دعا دارم ازتون فراوان...

برام دعا کنید تا اواخر اردیبهشت خدا یه گوشه چشم

هم به من نگاه کنه...

این چند ماه تمام تلاشمو کردم

بقیه اش با خداست و دعای دوستان

*التماس دعا*

نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391ساعت 19:42 توسط آرزو|

امشب بازهم پستچی پیر محله ی ما نیومد


یا باید خانه مان را عوض کنم

یا پستچی را


تو که هر روز برایم نامه می نویسی .... مگه نه ؟!!

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391ساعت 21:32 توسط آرزو|

دیدار...به قیامت...

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 19:33 توسط آرزو|

دنیای ما اندازه هم نیست
 
من روزها تا ظهر میخوابم
 
من هرشبو تا صبح بیدارم
 
دنیای ما اندازه هم نیست
 
من خیلی وقتها ساکتم سردم
 
وقتی که میرم تو خودم شاید
 
 پاییز سال بعد برگردم
 
دنیای ما اندازه هم نیست
 
میبوسمت اما نمیمونم
 
تو دائم از آینده می پرسی
 
من حال فردامم نمیدونم
 
 تو فکر یه آغوش محکم باش
 
آغوش این دیوونه محکم نیست
 
صد بار گفتم باز یادت رفت
 
 دنیای ما اندازه هم نیست
 
آغوش این دیوونه محکم نیست
:
:
:
 
صد بار گفتم باز یادت رفت
 
دنیای ما اندازه هـــم نــــــــــیــــــــســـــــــــت
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم فروردین 1391ساعت 20:28 توسط آرزو|

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند

مثل آسمانی که امشب می بارد....


و اینک بـــــــــــــــــــاران

بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند

و چشمانم را نوازش می دهد

تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم...

نوشته شده در شنبه دوازدهم فروردین 1391ساعت 22:9 توسط آرزو|


آخرين مطالب
» فعلا بای...
»
» فرشته بیکار
» بغض...
» ...!
» التماس دعا...
»
» بدون شرح...
»
»
Design By : Pars Skin